Saturday, February 11, 2012

EROTIC POETRY

شعر اروتیک در بازی پیش از هماغوشی می اغازد ودر خموشی پس ازان ختم می شود ودر این میانه هم وقتی برای تعریف ندارد،پس در شعر اروتیک اتفاقی نمی افتد و تنها نشانه هایی بر جا می ماند که نشانه یی هم نیست. مثل همان گندمزار که دو تن را شانه به شانه هم بستر می کند یا زیتون زار که زیتو ن های کال در دوردست باران و برکه باکره مانده است.رایحه یی اگر هست بر لبان عاشق است و نه در اندام جنسی شان و اب های جاری ...شعر اروتیک فروتن نیست. شعرفروتن نیست . شعر همان جای تن های دوتن است بر علف که تورادر ناگفته ها به حیرت می برد و اروتیزم ازبازی هماغوشی و خاموشی می اغازد و بدان می انجامد
ف.س.
یادداشتی بر شعر یک دوست 

No comments:

Post a Comment