در بیان تصویر به ایجاز که تعریف شعر در موج سوم است ، در این تمثیل تصویر به ایجاز جان می گیرد .زبان جان که جان زبان است و زنده است و می تپد و گذشته را به راه می برد و آن زمان من آن را به صورت تعریف
تازه یی به شعر ارایه دادم که همان بیان تصویر به ایجاز بود .
این تصویر و ایماژ و ایجاز شاید در اصل هم یک کلمه بوده است .و همان کلمه از جهان ایرانی آریایی و زبان سانسکریت به فارسی و عربی و فرانسه و انگلیسی و مانند آن رفته است ...اما ایجاز ،اشباع اشیاء است و اکمال خیال.
اما نشانه هایش هم هست ، در هزار و یکشب مثلن و فکر می کنم دون کیشو ت سر وانتس شیطان اسپانیایی به آن نزدیک تر شده تا همه ی کارهایی که ما به فارسی می خوانیم ...
... اما روستاییان مان با طبری خوانی = تبری خوانی و امیری و شروه خوانی و بابا خوانی و مانند آن در ذهن و دلشان دارند نیما ی یوش یا آتشی دشتستان را هم تحت تاثیر می گیرند و تامل و آفرینش را ارج می گذارند
برگ ٤/١٠ و ٤/١١
.
...ایجاز مشخصه اصلی شعر موج سوم است ولی تنها مشخصه ی آن نیست .نو زایی و نوگرایی در ایجاز،تصویر و خیال،زبان و اندیشه و ایهام خود را نشان می دهد .
فرامرز سلیمانی در پاسخ به حسین میرکاظمی،
فصل گرگان،تابستان ١٣٦٩،برگ ٣٨

No comments:
Post a Comment